فیلم بیشتر »»
کد ۵۵۱۵۲۶
انتشار: ۱۳:۱۶ - ۰۸-۰۵-۱۳۹۶

جشنواره رژه و پرتاب گربه‌ها در بلژیک (+عکس)

عصر ایران
تصور می‌شد که گربه‌ها دارای ارواح وحشی شیطانی و خود شیطان هستند؛ بنابراین وقتی حیوانات بیچاره از درد فریاد می‌کشیدند، مردم بلند می‌خندیدند. بعد از اینکه حیوانات می‌سوختند، مردم خاکستر آن‌ها را جمع می‌کردند و برای خوش شانسی به خانه می‌بردند.
برترین ها - در شصت سال اخیر، شهر یپرس در بلژیک جشنواره محبوب «رژه گربه» را برگزار می‌کند که بازدیدکنندگان زیادی را از سراسر کشور به خود جلب می‌کند.

فستیوال گربه‌ها سه سال یکبار برگزار می‌شود و عمدتا شامل رژه هایی با پیکرهای غول پیکر گربه ای، رژه رونده‌ها و اسب سواران می‌باشد. افراد مثل گربه ها، جادوگران یا موش لباس می‌پوشند و در شهر رژه می‌روند و مردم زیادی در خیابان آن‌ها را تشویق می‌کنند.

در روزهای قرون وسطی، مردم با حیوانات و به ویژه گربه‌ها مهربان نبودند. بسیاری از شهرهای اروپای غربی در آن زمان مراسم شکنجه گربه برگزار می‌کردند که مردم ده‌ها گربه را در یک تور یا قفس جمع می‌کردند و آن‌ها را روی آتش بالا می‌بردند.

تصور می‌شد که گربه‌ها دارای ارواح وحشی شیطانی و خود شیطان هستند؛ بنابراین وقتی حیوانات بیچاره از درد فریاد می‌کشیدند، مردم بلند می‌خندیدند. بعد از اینکه حیوانات می‌سوختند، مردم خاکستر آن‌ها را جمع می‌کردند و برای خوش شانسی به خانه می‌بردند.
 

در آن روزها، یپس نیز مثل بسیاری از شهرهای بلژیک، برای صنعت پارچه مشهور بود. پشم از انگلستان وارد می‌شد و توسط صنعتگران ماهر به پارچه‌های مرغوب تبدیل می‌شد. هم پشم و هم محصول نهایی در یکی از بزرگترین ساختمان‌های تجاری آن زمان انبار می‌شد. اما موش‌ها به آن‌ها حمله کرده و خیلی از آن‌ها را خراب می‌کردند.

برای کنترل جمعیت موش ها، تاجران پارچه شکارچی طبیعی آن‌ها یعنی گربه خریداری کردند. اما تولیدمثل گربه‌ها زیاد است و خیلی زود تعداد گربه‌ها بیش از حد کنترل شد؛ بنابراین کشتار گربه‌ها آغاز شد. این دورانی بود که تصور بدی درباره گربه‌ها وجود داشت و هیچ چیز به اندازه پرتاب این حیوان از برج زنگ کلیسا آن‌ها را خشنود نمی‌کرد. با گذشت زمان، این کشتار به یک مراسم تبدیل شد که در «چهارشنبه گربه ها» برگزار می‌شد.
 
این عمل وحشیانه تا سال ۱۸۱۷ ادامه داشت. در سال ۱۹۸۳ گروهی از پسران جوان نوعی رژه گربه را ترتیب دادند. هریک از آن‌ها یک اسباب بازی گربه با خود داشت. وقتی به کلیسا می‌رسیدند ابتدا جشن می‌گرفتند و سپس یکی از آن‌ها از برج زنگ بالا می‌رفت و گربه‌های اسباب بازی را پایین می‌انداخت.



پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
captcha
چگونه احساس کنیم برای دیگران مهم هستیم؟ مفت‌خورهای طهران قدیم «تفنگ» چگونه وارد سرزمین سامورایی‌ها شد؟ آداب معاشرت نوین؛ چگونه در برابر آدم‌های خودشیفته تاب بیاوریم؟ چرا برخی کودکان در یادگیری ضعیف ترند؟ این نشانه ها را جدی بگیرید راهنمای کامل از بین بردن خط و خش لوازم استیل ضد زنگ در خانه چرا همیشه آدم‌های اشتباه وارد زندگی‌مان می‌شوند؟ شاید مشکل از یک الگوی پنهان باشد آیا اعتمادبه‌نفس زنان واقعاً کمتر از مردان است؟ محققان در مطالعه جدید پاسخ می‌دهند ایرانیان دوران ساسانی جهان پس از مرگ را چطور می‌دیدند؟ در تخت جمشید حتی یک زن نیست؛ پس این‌همه نام زنانه از کجاست؟ مرغ دارید اما حوصله غذای تکراری ندارید؟ این ۵ دستور را ببینید معمای ۹۹۹ کاروانسرا؛ چرا شاه‌عباس از ساخت هزارمین بنا خودداری کرد؟ ماشین لباسشویی بوی بد می‌دهد چیکار کنیم؟؛ مهم‌ترین دلایل بوی بد ماشین لباسشویی کشف یک شهر رومی که احتمالا «لاس‌وگاس دنیای باستان» بوده است وقتی پرحرفی دیگر «عادی» نیست؛ پشت حرف‌های بی‌پایان چه می‌گذرد؟